مجله تفریحی | فال٬ عکس٬ اس ام اس
کیف آلوما والت اصل (Aluma Wallet)

dadaaaaa

کیف آلوما والت با شعار ((راه حلی برای یک مشکل بزرگ)) به بازار عرضه شده است! این کیف که از جنس آلومینیوم ساخته شده است، بسیار سبک و کوچک اما در عین حال فوق العاده جا دار می باشد.
با استفاده از آلوما والت میتوانید کارت های عابر بانک، کارت های شناسایی و همچنین اسکناس های خود را به راحتی هرچه تمام تر حمل کنید. از ویژگی های این کیف قابل شستشو و ضد ضربه بودن آن و همچنین مقاوم بودن آن در برابر نفوذ امواج و حفظ سلامت کارت سوخت و کارت بانکی شما می باشد که این مزایا باعث شده است آلوما ولت از سایر محصولات هم رده خود متمایز باشد.
قيمت شکسته شد! فقط : 19000 تـومان
15000 تومان
آفر ویژه: 12000 تومان!

kharid

جدیدترین مصاحبه شهاب حسینی

جدیدترین مصاحبه شهاب حسینی

جدیدترین مصاحبه شهاب حسینی

سینما و تلویزیون : جدیدترین مصاحبه با شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون کشور

اعتیاد همیشه یکی از دغدغه های شهاب حسینی بوده است، این را در مصاحبه ها اجراهایش در تلویزیون و بازیش در چند فیلم در نقش یک معتاد فهمیده ایم.

«یک بار شهاب حسینی به من گفت چقدر شبیه خاویر باردم هستی.» این را جواد، دستیار صدای یک سریال مشهور به کارگردانی کمال تبریزی می گوید. «از وقتی کار متوقف شد ۱۰ تا فیلم از خاویر باردم گرفتم صبح تا شب میشینم همین ها رو هی می بینم.» راست می گوید، شبیه است.

 

چه کسی می داند، شاید اگر گرفتار اعتیاد نمی شد خاویار باردمی می شد برای خودش. چه سال هایی که از دست داده. سه سال از پاک بودنش گذشته اما هنوز وقتی حرف از آن دوران تلخ می شود استرس می گیرد و عرق سردی بر پیشانی اش می نشیند اما تصمیم می گیرد حرف بزند.

 

 

 

یادآوری آن دوران برایش سخت است، اما می گوید؛ می گوید تا معتادان بدانند که می شود؛ می شود به زندگی برگشت، زندگی کرد و از آن لذت برد. بعد از متوقف شدن ساخت سریال، جواد در فیلمی سینمایی به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا دستیار صدابردار بوده است و الان در فیلمی به کارگردانی جهانگیر الماسی مشغول به کار است. محمود هم مدتی پیش دستیار صحنه در یک فیلم سینمایی بود که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. در سریال خاطرات مرد ناتمام هم نقش کوچکی بازی کرده بود.

 

اعتیاد همیشه یکی از دغدغه های شهاب حسینی بوده است، این را در مصاحبه ها اجراهایش در تلویزیون و بازیش در چند فیلم در نقش یک معتاد فهمیده ایم. آشنایی او با جواد و محمود از همان سریال شروع شد، از همانجا تصمیم گرفت هر کاری که می تواند بکند تا معتادان به ترک کردن تشویق شوند.

 

در سریال سرزمین کهن به غیر از محمود و جواد چهار نفر دیگر عضو انجمن NA هستند. این انجمن به معتادان کمک می کند ترک کنند. اعضای NA بعد از ترک دوباره متولد می شوند و معتقدند تولد بعد از ترکشان تولد اصلی آنهاست.

 

 

تولد سه سالگی جواد در کافه شهاب حسینی برگزار شد. از آنجا که NA انجمن معتادان گمنام است از چاپ عکس آنها در این گزارش معذوریم. باشد که گزارش این جشن تلنگری باشد شیرین، بر زندگی تلخشان.

 

چطور است که در یک گروه فیلمبرداری ۶ عضو NA فعالیت می کنند؟

 

اتفاقی بود اما البته روحیه خیرخواهانه افرادی که در سمت گزینش گروه فیلمبرداری قرار داشتند را ستایش می کنم چون آنها بودند که فرصت های کاری برای این دوستان ایجاد کردند.

 

پس تنها اشتراک آنها با یکدیگر اعتیادشان در گذشته است.

 

بله، عضویت آنها در NA تنها نقطه اشتراکشان است و خودشان را مجاب می کنند که حتما در جلسات آن شرکت کنند. اگر اعتقاد داشته باشیم هر روزی که از خواب بیدار می شویم فرصتی است از طرف خدا که خودمان را بیشتر بشناسیم و وضعیت زندگی مان را بهبود ببخشیم، خب چرا جامعه این فرصت را در اختیار معتادین قرار ندهد؟ اگر شخص خاطی تصمیم گرفته به زندگی برگردد جامعه باید آغوشش را برای او باز کند و کمکش کند که برگردد.

 

تهیه کننده سریال یکی از همان آدم هاست که آغوشش را باز کرده، آقای مسعود شرایط کاری برای عده ای که در گذشته خطاکار بوده اند فراهم کرده تا به جامعه برگردند.

 

هیچ کدام از اعضای سریال از همکاری با آن شش نفری که اعتیاد داشتند مشکلی ندارد؟

 

اتفاقا این بچه ها از دوست داشتنی ترین بچه های گروه هم هستند. چون همه گروه می دانند آنها سختی هایی را تجربه کردند که اگر برای دیگران پیش بیاید شاید نتوانند تحمل کنند. وقتی از مرز زندگی گذشتند و باز به زندگی برگشتند درکشان از زندگی کامل تر شده و قدر خود و اطرافیانشان را بیشتر می دانند، همین مسئله باعث شده در آداب و معاشرت سنجیده تر عمل کنند واین موضوع آنها را دوست داشتنی ترین عضو گروه کرده.

آشنایی شما با بچه های NA از همکاری در سرزمین کهن شروع شد یا از قبل با هم ارتباط داشتید؟

 

قبلا صمیمیتی با آنها نداشتم. یک بار خیلی وقت پیش در جلسات کمپ NA شرکت کردم که اتفاقا آن روز آقای حمید درخشان، مرد درخشان فوتبال هم بودند. NA را از آنجا شناختم و آنقدر انضباط در این جلسات دیده می شد که فکر نمی کردم این جلسات خودجوش است و وابستگی خاصی به هیچ ارگان و نهادی ندارد.

 

شما برای کنجکاویتان به آنجا رفتید یا دعوت شده بودید؟

 

به اتفاق آقای درخشان و چند دوست دیگر به این نشست دعوت شده بودیم. هدف هم دیدار با اعضای انجمن و عرض تبریک و تشویق این دوستان بود. جالب است بدانید من سر فیلمبرداری سریال در اولین دیدارهایم با محمود و جواد هیچ تصوری مبنی بر اینکه آنها NA ای هستند نداشتم. بعد از اینکه رفاقت بین مان شکل گرفت از گذشته آنها باخبر شدم و این نشان می دهد به رغم سختی که بر آنها گذشته به قدری در مدیریت اجتماعی خود درست عمل کردند که اگر خودشان نگویند عضو NA هستند نمی شود از گذشته آنها با خبر شد.

 

سال ۸۸ یکی از قسمت های برنامه شوک را که درباره اعتیاد بود اجرا کردید، گاهی هم در مراسم های NA شرکت می کنید. چه چیزی باعث شده که اعتیاد یکی از دغدغه های تان شود؟

 

وقتی انسانی درون کوره می رود می سوزد و نابود می شود اما اگر بتواند از آن به سلامت بیرون بیاید عنصر ناب انسانیت را با خود داشته است. این خصلت پاکی که بعد از ترک در وجود آنها نهادینه می شود من را جلب خود می کند.

 

 

 

جدا از فلسفه NA در این جلسات چه چیزی دیده اید که توجه شما را جلب کرده است؟

 

آدم ها آنجا تربیت می شوند که بدون قضاوت گوش کنند و بگذارند همه دردشان خودش را با همه لکه های سیاهی که دارد صادقانه به زبان بیاورد. آدم ها، آنجا شهامت را تمرین می کنند، چون گفتن حقایق تلخ در برابر چشم های بسیار دشوار است.

 

در یکی از جلسات NA که شرکت کردم به چشم خودم دیدم مردی را معتاد به تریاک بود، وضعش هم خوب بود. تعریف می کرد که ویلایی در شمال خریدند و هر وقت خواستند به آنجا بروند تریاکش را در کیف همسرش قایم می کرد که اگر پلیس جلویشان را گرفت همسرش را دستگیر کنند. این موضوع را به همین راحتی که من دارم برای تو ومی گویم برای ده ها نفر می گفت.

 

همه آدم ها در زندگی مرتکب اشتباهاتی شده اند اما هیچ وقت قدرت اعتراف به آن را ندارند.

 

دقیقا. درست است که NA به وسیله معتادان به وجود آمده اما یک پدیده اجتماعی است. صحبت از NA که می شود مردم تصور می کنند با دنیای معتادان و بدی های آنها طرف هستند درحالی که من بازتاب اجتماعی این جلسات را که در آدم ها می بینم احساس می کنم راه اندازی آن یک ابتکار عمل اجتماعی است.

 

من به وجد آمدم وقتی دیدم آدم هایی که همدیگ را نمی شناسند بدون قضاوت و بدون تحقیر کردن به اعترافات یکدیگر گوش می دهندو آغوششان را برای کمک به هم باز می کنند.

 

ظاهرا NA اولین جایی است که به معتادان یادآوری می کند که آنها هم انسان هستند.

 

محمود می گفت در هر جایی به هر کسی بگویی من معتادم از تو فاصله می گیرندو دفع ات می کنند ولی در NA می گویند اشکال ندارد شده دیگر، حالا چقدر مصرف می کنی؟ نوش جونت مصرف کن، اعتماد معتاد را جلب می کند و او را در آغوش می گیرد. بعد از مدتی معتاد را تشویق می کند که مقدار مصرفی اش را آرام آرام کاهش دهد تا اینکه در نهایت به پاکی برسد.

 

 

 

NA برعکس جامعه، معتاد را پس نمی زند، حتی معتادانی که کارتن خواب شده اند و بیمار هستند و نزدیک به مرگ.

 

من از تو ممنونم کحه این معضل جوامع را بازتاب می دهی، جامعه نسبت به معتادین مسئول است و اگر ما در قال هموطنانمان احساس مسئولیت کنیم، انسان های بیشماری به دامان زندگی برمی گردند. من شخصی را می شناسم که سال ها معتاد بود و ترک کرده است و حالا به عنوان چشم معتمد در یک کارگاه بزرگ طلا و جواهرسازی کار می کنم. من به او که توانسته اعتماد آنها را به خودش جلب کند آفرین می گویم اما به صاحبکارش که به این جوان فرصت کار کردن داده بیشتر آفرین می گویم. اگر بخواهیم ریشه یابی کنیم اعتیاد یک میل نیست در واقع یک گریز است.

 

شما در فیلم تلویزیونی اوهام و فیلم سینمایی شمعی در باد نقش یک معتاد را بازی کردید، برای درک بهتر آن کاراکتر چه کار کردید؟

 

من فکر می کنم برای بازشناسایی یک نقش باید به تحلیل انسانی آن متوسل شد. من اول رفتم دنبال اینکه فهمم یک معتاد از کجای زندگی رضایت ندارد که با پناه بردن به اعتیاد می خواهد از آن بگریزد و در دنیای ذهنی خودش زندگی آرمانی که انتظار داشت را ببیند. به هر حال اعتیاد یک بیماری است که فرد از روی اشتباه به آن مبتلا می شود. درست است که خود فرد هم در این تصمیم اشتباه کرده اما قطعا دلایل دیگری هم برای گرایش فرد به اعتیاد وجود دارد. خشم های فروخورده، رفتارهای غلط خانواده، سرخوردگی اجتماعی، تحمل تحقیر و دلایل دیگری که فرد آسیب پذیر در پیدایش آنها بی تقصیر است.

 

به همین نسبت هم کمتر پیش می آید که معتاد از سر لذت به مصرف ادامه دهد.

 

بله. خدا به انسان نعمت تفکر را داده است که هر جا تلنگری به او خورد و بیدار شد قدرت این را دارد که برگردد و راه درست را پیش بگیرد. اعضای NA همان هایی هستند که بیدار شدند و شاید ما هستیم که هنوز خوابیم. وقتی تلقی این آدم ها را از بودن، ارتباطشان با مردم و لذت چشیدن ذره ذره زندگی را می بینم هیچ وقت نمی توانم تصور کنم که من سالم تر از آنها هستم. او جسم خودش را اشتباها تخریب کرده اما این اراده را داشته که توانسته روح سلامتی از ویرانه های آن بیرون بیاورد ولی ما جسممان سالم است اما شاید روحمان روز به روز دارد ویرانتر می شود و فکری به حال خودمان نمی کنیم.

چرا معتاد شدیم

 جواد: یکی از دلایل آشنایی من با مواد مخدر ترسم بود. در دوران دبیرستان نزدیک به شش ماه از مدرسه فراری بودم. از مدیر و ناظم می ترسیدم. برای تماشای فوتبال به ورزشگاه ۱۰۰ هزار نفری می رفتم اما احساس تنهایی می کردم. شش ماه به خاطر مسائل خانوادگی کارتن خواب شدم تا اینکه با مواد سیاه آشنا شدم.

 

تریاک زدم و همه چیز برایم قشنگ شد همه ترس هایم ریخت و به مدرسه برگشتم. درسم هم خوب بود. تریاک رو می انداختم بالا تا مثلا سر کلاس فیزیک خوب جواب بدهم. فکر می کردم خماری برای کسانی است که چند سال مصرف می کنند. یک سال از مصرفم گذشته بود که خماری را دیدم. سر ساعتی که در آن یک ماه مصرف می کردم خمیازه و آبریزش بینی و بدن درد به سراغم آمد. از آنجا بود که میل به مصرفم شده بود اجبار به مصرف.

 

محمود: پدرم معتاد بود. حال و روز پدر را دیده بودم اما خودم حتما باید آن را تجربه می کردم. آن موقع فکر می کردم زرنگ تر از پدرم هستم. ما در منطقه ای زندگی می کردیم که اهالی آن با فروش مواد مخدر امرار معاش می کنند و دسترسی به آن برایم راحت بود.

 

من هم که می دیدم دوستانی که مواد می زنند پر انرژی هستند کنجکاو شدم آن را تجربه کنم. سری اول واقعا همان انرژی که شنیده بودم را گرفتم. احساس می کردم یک کوه را می توانم جابجا کنم.

 توهین ها آزارمان می داد

جواد: معتاد سرشار از خلأ است، کمبود محبت، ترس و … اولین باری که مواد می زند تمام خلأها پر می شود. نیرویی خارجی و کاذب ولی به دید معتاد برتر وارد بدنش می شود و کاری می کند که مصرف کننده مشکلاتش را نبیند اما آنها را حل نمی کند، پنهان می کند.

 

دوستانم که با من مصرف می کردند زودتر از من وارد انجمن شده بودند. من فکر می کردم ترکشان مثل گذشته است و نهایتا دو ماه بیشتر طول نمی کشد. دیدم نه، چند سال گذشت اعتیادشان برنگشت. من هم گفتم وقتی آنها توانستند من هم می توانم. تصمیم گرفتم ترک کنم به خاطر خودم. به خاطر ترور شخصیتی که شدم. به خاطر توهین هایی که سر کار به من می شد. NA راهی است برای زندگی نه جایی برای زندگی.

 

اگر معتادانی که در عذابند بخواهند ترک کنند با NA می توانند. البته من برای ترک کمپ نرفتم. توصیه اش هم نمی کنم. بعضی ها ترک یابویی می کنند که با کتک زدن همراه است. بعضی اوقات هم جواب می دهد اما تاثیرات مخرب روحی آن زیاد است. از دید NA فرقی نمی کند شما چطور ترک کرده اید. سم زدایی کرده اید یا به تخت بسته شده اید و یا در کمپ خوابیده ای.

همه چیزمان از کف مان رفت

 محمود: من بهترین سال های جوانی ام را از دست دادم. دورانی که می توانستم بیشترین بهره را از زندگی ببرم دود کردم. من ۱۰ سال است که دستیار صحنه هستم. می توانستم الان یک طراح مستقل و حرفه ای باشم اما هنوز دستیارم اما خدا را شکر. الان هم جایگاه هم بد نیست. از نظر روحی خیلی ضربه خوردم. جسمی هم که، دندان هایم را کلا از دست دادم. تا الان سه بار معده و روده ام را عمل جراحی کردم. سعی می کنم دیگر هیچ وقت به آن فکر نکنم.

 

جواد: من هم ۱۳ سال اعتیاد داشتم. وقتی وارد NA شدم به عجز کامل رسیده بودم. اعتبار و کارم را از دست دادم. از مردم دور شده بودم. پدرم را هم یک ماه پیش از دست دادم. دو هفته پیش زنگ زدندکه بیا پدرت را شناسایی کن. پدرم مصرف کننده نبود. فروشنده مواد بود. پول خلاف زیاد است دیگر. ماشین و خانه و دیگر امکاناتی که داشت از خلاف به دست آورده بود.

 

البته چند بار بیشتر همدیگر را ندیده بودیم. من بچه طلاق بودم. شش سالم بود که طلاق گرفتند. پدرم از اعتیاد من هیچی نمی دانست. سرنمی زد به ما که بخواهد چیزی بداند. اصلا از زندگی من خبر نداشت. نمی خواهم راجع به او صحبت کنم. حالم بد می شود. نمی شود اسم او را پدر گذاشت … ولی خدا رحمتش کند.

خودشناسی و خداشناسی

 محمود: در NA بعد از ترک با خودشناسی و خداشناسی آشنا می شویم و این شناخت ها باعث می شود زندگی بعد از ترکمان آگاهانه تر از قبل آن باشد. الان خیلی بیشتر از زندگی لذت نمی برم چون نه تنها اعتیادم را ترک کرده ام، عادت ها و اخلاق های بدم را هم کنار گذاشته ام و سعی می کنم برای جامعه مفید باشم. مثلا دیگر دروغ نمی گویم. خیلی اوقات به ضرر من تمام شده ولی به هیچ عنوان دروغ نمی گویم. بچه های NA به این باور رسیده اند که می توانند سالم، قوی و مفید باشند. به این باور رسیده ایم که نمی توانیم به جامعه و اطرافیانمان سود برسانیم، حداقل خسارت نزنیم.

 

جواد: من اصلا به تولد شناسنامه ایم کاری ندارم. در کودکی که چیزی نمی فهمیدم. در نوجوانی با مواد مخدر آشنا شدم و همش درگیر آن بودیم. زندگی نکردیم که زندگی من بعد از ترک شروع شد، این زندگی خیلی قشنگ تر است. گفت. من در ۱۴ ماه پاکی بودم به راهنمایم گفتم چرا با من کار نمی کنی. می گفت حالا کار می خوره بهت. مگر چند سالت است؟ گفتم ۳۰ سال. گفت نه عزیزم تو ۱۴ ماهته! امشب مادرم نتوانست به مراسم تولدم بیاید اما زنگ زد و تبریک گفت.

 منجلابی که در آمدن از آن سخت است

 

جواد: یک بار من را با مشروب گرفتند، یک بار با تریاک و شیشه. یک بار هم مامور را زدم و فرار کردم. پدرم که هیچی اما مادرم که این وضعیت را می دید حالش بد می شد. منم که استاد پیچاندن! معتاد جماعت استغفرالله خدا را هم دور می زند؛ همه اش دنبال جاده خاکی است. به مادرم می گفتم اشتباه شده، من مصرف نمی کنم اما به جایی رسید که دیگر تابلو شده بودم. از وقتی مادرم فهمید، من ۱۰۰ دفعه ترک کردم. به نظر من آدم هر موقع لبش به مواد مخدر بخورد و آن مزه تلخش که اول خیلی شیرین به نظر می آید بر زبانش بنشیند. صددرصد معتاد می شود.

 

محمود: من با تریاک شروع کردم و بعد موادهای جدید مثل کراک و شیشه را امتحان کردم. به خاطر همین اعتیاد هم دو سه سری دستگیر شدم و حکم های سنگینی هم برایم بریدند. یک بار مادرم من را قسم داد ترک کنم. فقط دو ماه توانستم. ولی الان که شش سال است پاکم به خاطر خودم ترک کردم. چیزی که الان فهمیده ام این است که خودم را باید دوست داشته باشم. ترک های گذشته من یا از روی انتقام بود یا احساسات. هنوز به عجز نرسیده بودم اما شش سال پیش به جایی رسیده بودم که همانطور که مواد می کشیدم گریه می کردم. می گفتم خدایا یا من را بکش یا توانایی بده که ترک کنم، تا اینکه کارت دعوتی از طرف انجمن معتادان گمنام دریافت کردم و به کمک آنها توانستم ترک کنم. ۱۴ سال معتاد بودم اما الان انرژی یک بچه ۱۵ ساله را دارم.

بخش مصاحبه با بازیگران تفریحی.کام

توجه کنید که نظرتان در ارتباط با همین مطلب باشد. در غیر این صورت می توانید از فرم تماس استفاده نمایید. نظراتی که حاوی الفاظ زشت ، تبلیغات ، سیاسی ، توهین آمیز ، اسپم و ... به اشخاص باشند ، منتشر نخواهند شد. برای پاسداشت زبان فارسی و احترام به کاربران ، فارسی تایپ نموده و از فینگلیش نویسی خودداری کنید.

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت

 چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت

این چراغ خواب با داشتن طرح عروسکی و جنس نرم و لطیف می تونه اسباب بازی عالی برای کودک شما باشه. ۴ دکمه روی لاک، لاک پشت قرار داره که کار اون ها خاموش و روشن شدن چراغ، تغییر رنگ های چراغ ، کم و زیاد شدن نور و تغییر ملودیه. این دستگاه هم با سه عدد باتری قلمی کار می کنه.

خیلی از بچه ها بخاطر ترس از تاریکی، با اتاق خوابشون مشکل دارند و برای همین هر شب موقع خواب کلی اعصاب بزرگتر ها خورد می کنند تا بالاخره خوابشون ببره.

عملکرد ها: - تابش صدها ستاره و ماه بر روی دیوار در تنوع چهار رنگ تابش ( قرمز، نارنجی، سبز، آبی ) - پخش موزیک ملایم و زیبا مناسب برای خواب کودکان و نوزادان ( شامل 4 ملودی )

قيمت فقط : 63000 تـومان

kharid